على محمدى خراسانى
78
شرح رسائل (فارسى)
قوله : و بتقرير آخر : مقدّمه : اشاعره مىگويند : اوامر خداوند تابع اراده و ميل او است و تحت هيچ ضابطهاى درنمىآيد و قانون برآن حاكم نيست بلكه ما فوق قانون است او به هرچه دلش بخواهد امر مىكند و هروقت هم كه ميلش كشيد عوض مىكند و به چيز ديگر امر مىكند نه اينكه اوامر الهى دائر مدار مصالح باشد و بر كارهاى او هم قانون حاكم باشد و به چيزهائى كه داراى مصلحت باشند امر كند و از امورى كه داراى مصلحت نيستند نهى كند يا امر نكند و شعارشان اينست كه حسن و قبح و مصلحت و مفسده تابع امر و نهى مولى است يعنى به هر چيزى او امر كرد بدنبال امر وى مصلحت و حسن از اين عمل انتزاع مىشود و چون اوامر كرد پس مصلحت آمد و حسن پيدا شد نه اينكه چون حسن و داراى مصلحت بود اوامر كرد « الحسن ما حسّنه الشارع » . و در مقابل عدليه يعنى معتزله و اماميّه مىگويند : خداوند حكيم است و ريز و درشت كارهايش روى حساب و حكمت و نظم است و لذا به امورى كه حسن باشد امر مىكند و از امورى كه قبيح باشد نهى مىكند و . . . كه تفصيل اين سخنان را در شرح اصول فقه جلد دوّم آوردهام ، با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : بيان كاملتر اشكال دوّم اينست كه : دانشمندان عدليّه در علم كلام مىگويند : الواجبات الشرعيّة الطاف فى الواجبات العقليّة در اينكه منظور از اين سخن چيست تفسيرهاى گونهگونى ذكر شده كه مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد به دو تفسير اشاره كرده و على الظاهر تفسير اولش انسب است و آن اينكه : عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه تحصيل مصلحت ملزمه لازم است و بايد كارى كنيد